الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
432
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) طبرسى مىنويسد : از ابن عباس و غيره روايت كردهاند كه قول خداوند : « إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ » ، در شأن ابو طالب نازل شده است ؛ زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بسيار دوست داشت كه او مسلمان شود و لذا اين آيه نازل شد . . . چنان كه مىبينيد اين مسأله مورد خدشه است ؛ زيرا جايز نيست كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله با ارادهء الهى مخالفت كند ، چنان كه جايز نيست با اوامر و نواهى الهى مخالفت نمايد . و اگر خداوند - چنان كه عدهاى پنداشتهاند - ايمان ابو طالب را اراده مىكرده است ، اين نهايت اختلاف را در ارادهء رسول و فرستندهء او مىرساند . و گويى كه خداوند مىگويد : اى محمد تو ايمانش را مىخواهى و من ايمانش را نمىخواهم . . . اگر چه وى متكفل يارى از تو شده و تمام تلاشش را در همكارى با تو به كار برده و دشمنان را از تو دفع كرده و بسيار به تو محبت كرده است . . . و اين نوعى تناقض است . « 1 » در سورهء انعام مىگويد : اجماع اهل بيت عليهم السّلام بر ايمان ابو طالب ثابت شده است و اجماع آنها حجت است ؛ زيرا آنان يكى از ثقلينى هستند كه نبى اكرم در حديث شريف « إن تمسكتم بهما لن تضلوا » ؛ اگر به اين دو چنگ بزنيد گمراه نخواهيد شد ؛ امر به پيروى از آنان داده است . ( 2 ) و بر اين امر دلالت مىكند آنچه را كه ابن عمر گفته است كه : ابو بكر ، پدرش ( ابى قحافه ) را در روز فتح مكه نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آورد تا اسلام بياورد و او در آن زمان كور بود . براى همين رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين پيرمرد را نمىآوردى و من خودم پيش او مىرفتم . ابو بكر گفت : مىخواستم كه خداوند به او اجر بيشترى بدهد . و قسم به آن خدايى كه به حق تو را مبعوث كرده است من از اسلام آوردن ابو طالب بيشتر خوشحال شدم تا اسلام آوردن پدرم و اميدوارم كه اسلام ابو طالب باعث چشم روشنى تو شده باشد . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : راست گفتى . ( 3 ) طبرسى با سندى نقل مىكند كه وقتى بزرگان قريش حمايت سرسختانهء ابو طالب را از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله ديدند ، نزد او جمع شدند و گفتند : جوانى از قريش به نام عمارة بن وليد را برايت آوردهايم كه از جهت زيبايى و سخاوت و شهامت الگو است . او را به تو مىدهيم و تو نيز برادرزادهات را كه باعث اختلاف در ميان اجتماع شده و خواب ما را پريشان كرده است ؛ به ما بده تا او را بكشيم .
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 405 - 406 و التبيان ، ج 8 ، ص 164 .